خراج
فرهنگ معین
(خَ ) (اِ. ) مالیات ، مالیات ارضی ، باج .
فرهنگ عمید
= دمل
مالیات ارضی که از زمین، حاصل مزرعه، یا درآمد دیگر گرفته می شد.
فرهنگ فارسی
نام اسب جریبه بن اشیم است
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه اسلامی
خراج در لغت واژه ای غیرعربی دانسته شده که از اصل آرامی یا اکدی به زبان فارسی و سپس عربی، یا از اصل یونانی (خروگیا) به زبان سریانی و سپس به عربی وارد شده است. این واژه در زبان عربی ، پیش از رواج مفهوم اصطلاحی آن به معنی اجر و پاداش و نفع ، به کار رفته است. خراج مالیات ی است که از سوی دولت اسلامی بر زمین های خراجی مقرر می گردد.خراج، هر چند به معنای مطلقِ مالیاتِ اراضی خراجی است؛ خواه مالیات، سهمی از محصول زمین - مثلا نصف یا ثلث آن - باشد یا مقداری مال معین از غیر آن؛ لیکن گاه در کلمات فقها همراه (مقاسمه) به کار رفته، که مراد از آن، مقداری مال از غیر محصول زمین خراجی است و مراد از (مقاسمه) سهمی از محصول زمین می باشد.مفهوم خراج در این کاربرد، مفهومی خاص است.
در قرآن
واژه خراج فقط یک بار در قرآن به کار رفته و به معنای عام لغوی خود، یعنی اعطای مال و پاداش تفسیر شده است. البته واژه «خَرْجآ» نیز در این آیه و آیه ۹۴ سوره کهف آمده است که آن را خراجا هم قرائت کرده اند. در برخی احادیث نیز خراج به معنای لغوی به کار رفته است؛ از جمله در حدیث «الخَراج بالضَمان» که براساس آن، منافع مال مورد معامله از آنِ کسی است که ضامن تلف آن مال به شمار می رود.
در منابع فقهی و حدیثی
در متون حدیثی و منابع فقهی گاه واژه خراج به معنای لغوی دیگر آن، یعنی مالیات یا هر نوع مالی که متولی جمع آوری و مصرف آن حاکم است، به کار رفته که شامل خمس، زکات، فَیْء و جزیه می شود. عناوین نخستین آثاری که با این عنوان تألیف شده اند، از جمله کتاب الخراج قاضی ابویوسف (متوفی ۱۸۲) و اثری به همین نام از یحیی بن آدم (متوفی ۲۰۳)، ناظر به این مفهوم خراج است.خراج در منابع فقهی، اصطلاحآ به معنای مالیاتی است که به اصل زمین، تعلق می گیرد. فقها در برخی اقسام زمین، به ویژه زمین هایی که با جنگ فتح شده و زمین هایی که بر پایه مصالحه مسلمانان با کفار در مالکیت مسلمانان درآمده است، پرداخت خراج را ضروری دانسته اند. در منابع حدیثی و فقهی، اصطلاح اراضی خراجی در مقابل اراضی عُشری (زمین هایی که یک دهم محصول آن به عنوان مالیات گرفته می شود) به کار رفته است. اصطلاح خراجِ وظیفه، به معنای مالیات نقدی به میزان معین از زمین، گاهی در برابر تعبیر خراج مُقاسَمه (مالیات بر محصول به تناسب ارزش سالانه آن) ذکر شده است. در مقابلِ خراج به معنای مالیات مختص زمین (خراج الارض)، برخی منابع جزیه را خراج رئوس یا خراج الرأس خوانده اند. گاهی نیز تعبیر جزیة الارض معنای خراج اصطلاحی را افاده می کند. به علاوه، در منابع، به ویژه منابع متقدم، گاهی واژه جزیه به معنای خراج و خراج به معنای جزیه استفاده شده و محققان را به ارائه راه حل هایی در این باره واداشته است. احکام خراج در منابع فقهی، در مباحثی که مستقیم یا غیرمستقیم به روابط حقوقی مسلمانان با غیرمسلمانان پرداخته، مانند جهاد (کتاب السِیر)، احکام اهل ذمه و احکام اراضی، نیز ذیل مباحث برخی معاملات مانند مزارعه و مساقات ، و مباحثی چون زکات و خمس مطرح شده است. در منابع فقه سیاسی مانند احکام سلطانیه هم از خراج سخن به میان آمده و تک نگاری های فراوانی درباره آن وجود دارد.
نزد اسلام شناسان غربی
...
[ویکی اهل البیت] خراج به معنی باج و آنچه را که پادشاه و حاکم از رعایا گیرند.
«ام تسئلهم خرجا فخراج ربک خیر و هو خیر الرازقین». خراج در اینجا به معنی اجر و ثواب است که آن درآمد عبد از بندگی است.
گفته اند: خراج آن چیزی است که در حاصل مزروعات گیرند و باج آن چیزی که جهت حق صیانت و حفاظت از سوداگران گیرند. مالیاتی که بر اراضی وضع شود.
خراج بر زمین های خراجی (اراضی خراجیه) وضع میشود و آنها زمین هائی می باشد که صاحبان کافر آنها با مسلمانان بر این صلح کرده باشند که زمین به ملک آنها باقی باشد و هر ساله مبلغی به حاکم اسلامی بپردازند و یا بر این مبنی که زمین از آن مسلمانان باشد و صاحبان قبلی، هر ساله مبلغی در ازاء بقائشان در آن زمین به مسلمانان بپردازند.
و یا زمینی که مسلمانان به زور و قدرت از کفار گرفته و به زور بر آن سرزمین تسلط یافته باشند. نوع سوم زمین خراجی زمینی است که اهل آن (صاحبان پیشین کافر) از آن زمین جلاء وطن کرده و از آنجا هجرت نموده باشند.
خراج، گاه به مقاسمه باشد و آن جزء معینی است از محصول مانند ربع یا ثلث که امام قرار میدهد بر متصرفین در آن زمین و گاه خراج موظف باشد و آن مقدار معینی از نقد و طعام است.
در خبر است که پیغمبر صلی الله علیه و آله در مورد خراج خیبر چنین مقرر فرمود که زمین آنجا در برابر سهمی از درآمد آن در اختیار اهالی آنجا باشد.
از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمود: «اهل ذمه (کفار کتابی) اگر زمین در اختیار داشته باشند علاوه بر جزیه که به شمار نفراتشان است و به مردان آزاد بالغ اختصاص دارد خراج نیز باید بپردازند و خراج مربوط به زمین است خواه مالک آن مرد باشد یا زن، بالغ یا نابالغ حتی اگر اسلام اختیار کنند جزیه از آنها ساقط میشود ولی خراج همچنان بحال خود باقی است».
ویکی واژه
مالیات، مالیات ارضی، با