لغت نامه دهخدا تراویده. [ ت َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) چکیده. تراوش کرده : جمةالسفینه ؛ جایی از کشتی که آب تراویده درزها در آن جمع شود. ( منتهی الارب ).
فرهنگستان زبان و ادب {permeate} [شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی شیمی] شاره ای که در فرایند صافش غشایی، از غشا خارج می شود