لغت نامه دهخدا
- شب بوی انگلیسی ؛ گیاهی است از تیره صلیبیان که آن راعلف سیر نیز گویند. ارتفاعش بین 30 تا 50 سانتیمتر و قسمتهای تحتانی آن کمی کرک دارد. ریشه و برگ این گیاه اگر در بین انگشتان فشرده شود بوی سیر از آن استشمام میشود و در اکثر نقاط ایران میروید. سیرک. حشیشه القثوم. سیرج. صارمساق اوتی. ( فرهنگ فارسی معین ).
- شب بوی باغی ؛ گیاهی است که آن را شب بوی سلطانی نیز گویند. ( فرهنگ فارسی معین ).
- شب بوی خانمی ؛ گیاهی است که آن را شب بوی هراتی نیز گویند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شب بوی هراتی شود.
- شب بوی درختی ؛ یا شب بوی سلطانی. ( فرهنگ فارسی معین ).
- شب بوی دریایی ؛ گونه ای شب بو که دارای گلهای نسبتاً درشت بنفش قرمزرنگ است و تکثیرش بوسیله تخم به عمل می آید. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شب بوی سلطانی شود.
- شب بوی زرد ؛ نوعی شب بو که دارای گل زرد است و بعلت زیبایی گلهایش بیشتر از انواع دیگر مورد توجه است. خیری اصفر. منثور اصفر. توضیح : منظور از گل خیری که در ضمن اشعار گویندگان ادوار مختلف پارسی زبان آمده ، همین گل است زیرا گلهایش دارای رنگ طلایی و تلألؤ خاصی است. ( فرهنگ فارسی معین ).
- شب بوی سلطانی ؛ گونه ای شب بو که دارای گلهای زرد یا بنفش است و برگهایش دانه یی میباشد و ارتفاعش بالغ بر یک متر میشود و پایا است. شب بوی باغی. شب بوی درختی. منثور بری. خیری اصفر.( فرهنگ فارسی معین ).