جلودار

لغت نامه دهخدا

جلودار. [ ج ِ ل َ ] ( نف مرکب ) نوکری که عنان اسب و غیره را گرفته مقدم آن میرود. || کسی که چندین اسب و قاطر بارکش دارد و بکرایه میدهد و چاروادارها زیر دست دارد. ( فرهنگ نظام ). رجوع به جلو شود.

فرهنگ معین

(جُ لُ ) [ تر - فا. ] (ص فا. اِمر. ) ۱ - کسی که زمام اسب ارباب خود را در دست گرفته راه برد. ۲ - طلایه ، پیش قراول . ، ~ کسی بودن توان مبارزه با آن کس را داشتن .

فرهنگ عمید

نوکری که سواره یا پیاده جلو اسب ارباب خود حرکت کند، پیشرو.

فرهنگ فارسی

نوکری که جلواسب ارباب خودحرکت کند، جلودار، طلایه
( صفت اسم ) ۱- کسی که زمام اسب مخدوم خود یا کسی که اسب ویرا کرایه کرده و در دست گرفته راه برد آنکه سواره یا پیاده جلو مرکوب ارباب حرکت کند پیشرو. یا جلو داران . ۱- جمع جلودار. ۲- سربازانی که پیشتر از دیگر سربازان حرکت کنند طلایه طلایع پیشقراول .

دانشنامه عمومی

جلودار یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان گرمه جنوبی بخش مرکزی شهرستان میانه واقع شده است.

دانشنامه آزاد فارسی

از اصطلاحات امور نظامی، یکی از کارکنان اصطبل که وظیفۀ او حرکت در جلوِ اسب بوده است.

ویکی واژه

کسی که زمام اسب ارباب خود را در دست گرفته راه برد.
طلایه، پیش قراول. ؛ ~ کسی بودن توان مبارزه با آن کس را داشتن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم