جلودار
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) ۱- کسی که زمام اسب مخدوم خود یا کسی که اسب ویرا کرایه کرده و در دست گرفته راه برد آنکه سواره یا پیاده جلو مرکوب ارباب حرکت کند پیشرو. یا جلو داران . ۱- جمع جلودار. ۲- سربازانی که پیشتر از دیگر سربازان حرکت کنند طلایه طلایع پیشقراول .
دانشنامه عمومی
دانشنامه آزاد فارسی
ویکی واژه
طلایه، پیش قراول. ؛ ~ کسی بودن توان مبارزه با آن کس را داشتن.