تناوب
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) نوبت گذاشتن نوبت بنوبت کاری را انجام دادن . ۲ - ( اسم ) نوبت بنوبت گمار بگمار .
دانشنامه عمومی
کاکسیتر تناوب ها را با پیشوند h برچسب می زند، که اول کلمه hemi یا half به معنای «نیم» یا «نصف» است. از آنجا که تناوب موجب کاهش وجه های چندوجهی ها می گردد، به طوری که اضلاع وجه های حاصل به نصف اضلاع وجوه قدیمی تقلیل می یابند، این عمل را تنها بر روی پلیتوپ هایی می توان اعمال نمود که تمام وجوهشان دارای تعداد اضلاع زوج باشند. وجه یک مکعب تناوب یافته تباهیده شده، تبدیل به دوضلعی می گردد که معمولاً آن هم تبدیل به یک یال می شود.
↑ Coxeter, Regular polytopes, pp. 154–156 8. 6 Partial truncation, or alternation
دانشنامه اسلامی
بنابر قول به نجس شدن آب چاه به سبب تماس با نجاست، در بعضی نجاسات، تمامی آب چاه کشیده میشود. در این گونه موارد چهار مرد از طلوع تا غروب آفتاب، نوبتی دو به دو آب چاه را میکشند، آب پس از آن پاک میگردد.
تناوب در گرفتن تابوت
گرفتن چهار طرف تابوت توسط چهار نفر مستحب است و افضل آن است که هر یک به نوبت و با جابهجا کردن، هر چهار طرف را بر دوش گیرد.
حکم تناوب در اشیاء مشترک بین چند شریک
ملکی که بین دو نفر مشترک است هیچکدام بدون اجازه دیگری نمیتواند آن را اجاره دهد، بلکه باید با هم توافق کنند و در صورت اختلاف، با نوبت آن را اجاره دهند، مثلا شش ماه اوّل سال را یکی و شش ماه دوم را دیگری اجاره دهد.
اگر دو نفر مرکبی را اجاره کنند که به نوبت از آن استفاده نمایند، اجاره صحیح است.
همچنین اگر مالی به چند نفر عاریه داده شود و امکان استفاده از آن در یک زمان وجود نداشته باشد، به نوبت از آن استفاده میشود.
چنانکه در آب مشترک میان چند نفر نیز ـ به شرط رضایت همه شرکا ـ حکم همین است. این گونه تقسیم، مهایات نامیده میشود. البتّه تقسیم مهایات، اجباری نیست.
شروط تحقق رضاع
...