تصویب

لغت نامه دهخدا

تصویب. [ ت َص ْ ] ( ع مص ) کسی را در کاری به صواب منصوب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). راستگوی دانستن کسی را و راستگوی شمردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). راست ودرست داشتن و راستی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || به نشیب فرود آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). فرود آوردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || پست داشتن سر را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مایل گردانیدن آوند را بسوی فرودین تا آنچه درون آن است روان گردد. ( از اقرب الموارد ). || رها کردن اسب را تا تیزتر رود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) راست کردن تیر بسوی نشانه. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) در فارسی امروزین صواب دید و صواب شمردگی و راست ودرست شمردگی. ( از ناظم الاطباء ). با «کردن و شدن و گردیدن » صرف شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - راست و درست دانستن . ۲ - رای موافق دادن مجلس یا هیأت وزیران به لایحه ای .

فرهنگ عمید

۱. به راستی و درستی امری حکم کردن، رٲی به درستی کاری دادن، تٲیید، راست ودرست دانستن.
۲. راست گو دانستن.
۳. (سیاسی ) رٲی موافق دادن به لایحۀ قانونی از طرف مجلس شورا یا هیئت وزیران.

فرهنگ فارسی

راست ودرست دانستن، راستگودانستن، حکم به راستی
۱ -( مصدر ) صواب شمردن راست و درست دانستن براستی چیزی حکم کردن . ۲ - رای موافق دادن بلایحه ای از طرف مجلس شورای ملی یا مجلس سنا یا هیات وزیران . ۳ -( اسم ) صوابدید . ۴ - تصویب شده مصوب . جمع : تصویبات .

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ـــ تصویب، اصطلاحی در کلام و اصول فقه است.در اصول فقه به دیدگاه درستی همیشگی فتاوای مجتهد تصویب گفته می شود که در برابر تخطئه است و معنای دیگر آن بالا آوردن پشت و پایین گرفتن سر همانند کمان است. ـــ تصویب به مطابقت دائمی آرای مجتهدان با حکم شرعی واقعی می شود.
تصویب، مقابل تخطئه بوده و به این معنا است که رای و فتوای مجتهد نسبت به بیان حکم شرعی موضوعات هیچ گاه به خطا نمی رود و همیشه مطابق حکم واقعی است.
از نظر علمای اهل سنت
عده ای از علمای اهل سنت ، به خلاف علمای شیعه ، به تصویب اعتقاد داشته و بر این باورند که رای و استنباط مجتهد هیچ گاه به خطا نمی رود، زیرا خداوند متعال برای هر واقعه ای به تعداد آرای مجتهدان حکم دارد. بنابراین هر چه را مجتهد استنباط نماید، همان حکم خداوند و حکم واقعی است؛ برای مثال، اگر مجتهدی به وجوب نماز جمعه در عصر غیبت معتقد شد، حکم الله واقعی او نیز همان است، و اگر مجتهد دیگری به حرمت نماز جمعه در عصر غیبت اعتقاد پیدا کرد، آن هم برای او حکم الله واقعی برای او است.
از نظر آخوند خراسانی
در کتاب « کفایة الاصول » آمده است:«و قال مخالفونا بالتصویب و ان له تعالی احکاما بعدد آراء المجتهدین فما یؤدّی الیه الاجتهاد هو حکمه تبارک و تعالی».
← مراد قائلان به تصویب
...

ویکی واژه

راست و درست دانستن.
رای موافق دادن مجلس یا هیأت وزیران به لایحه‌ای.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم