لغت نامه دهخدا
- بَوارالاَیَّم ؛ کساد زن بیوه که چندی در خانه بی شوهر بماند. یقال نعوذ باﷲ من بوارالایم... ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
|| هلاک شدن. ( ترجمان القرآن ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). هلاکی. ( منتهی الارب ) ( غیاث ) : حالی ذات او از... مخافت بوار مسلم گردد. ( کلیله و دمنه ).
- دارالبوار ؛ جهنم. ( از اقرب الموارد ).
|| ( اِ مص ) خرابی. ( غیاث ). زمین خراب و نامزروع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).