لغت نامه دهخدا بهیج. [ ب َ ] ( ع ص ) شادمان. ( منتهی الارب ) ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || خوب و نیکو. قال اﷲتعالی : من کل زوج بهیج . ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). زیبا. ( ترجمان القرآن ). خوب و خوبروی. ( زمخشری ). || باشکوه. ( ترجمان القرآن ).
دانشنامه اسلامی [ویکی الکتاب] معنی بَهِیجٍ: شاداب و بهجت آورریشه کلمه: بهج (۳ بار)«بهیج» به معنای زیبا، چشمگیر و سرور آفرین می باشد.