صفرا

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع .صفراء ] ۱ - (ص . )مؤنث اصفر، زردرنگ . ۲ - (اِ. ) زرداب . ۳ - مایعی زردرنگ و تلخ که از کبد ترشح می شود. ۴ - مجازاً به معنی تندی .

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) مایعی زردرنگ در بدن انسان که از کبد ترشح می شود و در هضم چربی ها نقش دارد، زرداب.
۲. (طب قدیم ) از اخلاط چهارگانۀ بدن.
۳. [قدیمی، مجاز] هوس.
۴. [قدیمی، مجاز] خشم، غضب.
* صفرا کردن: (مصدر لازم ) [قدیمی، مجاز] تندخویی کردن، خشم گرفتن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) مونث اصفر زرد رنگ . ۲ - زرداب . یا کیسه صفرائ . مخزنی است غشائی در زیر کبد قرار دارد . طولش ۸ تا ۱٠ سانتیمتر و پهنایش ۳ تا ۴ سانتیمتر است و دارای سه قسمت تنه و قعر و گردن می باشد . صفرائی که از کبد ترشح می شود از مجرای کبدی گذشته و وسیله کانال سیستیک وارد کیسه صفرا می شود و در آن جا غلیظ شده و به تناوب وسیله مجرای کلدوک در اثنا عشر وارد می شود مخزن صفرا . یا مخزن صفرائ . کیسه صفرا . ۳ - کیسه صفرائ کیسه زرداب . ۴ - خشم غضب . ۵ - هوس سودا . ۶ - جامه ای که در آن خطهایی زرد باشد . یا صفرائ بر سر زدن . تند و عصبانی شدن . یا صفرائ به سر آمدن . اندوهگین شدن .

فرهنگستان زبان و ادب

[پزشکی] ← زرداب

دانشنامه عمومی

صفرا یا زَرداب ( به انگلیسی: gall یا bile ) مایعی سبز - زرد رنگ قلیایی با PH بین ۷٫۶ - ۸٫۶ به عنوان یکی از خلط های چهارگانه است. توسط هپاتوسیت ها ترشح می شود که روزانه ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ میلی لیتر صفرا تولید می کنند. این مایع در کیسه صفرا ذخیره شده و به هنگام عبور غذا از دوازدهه بر روی آن ریخته می شود و موجب امولسیون چربی و در نهایت گوارش آن می شود. صفرا در اغلب مهره داران ترشح می شود. از دلایل قلیایی بودن صفرا داشتن مقادیری بی کربنات ( HCO3 یک بار منفی ) به منظور کاهش اسیدیته و حفاظت از دیواره دوازدهه است.
• آب
• اسیدهای صفراوی ( و نمک های صفراوی )
• فسفولیپید ( لسیتین، که در امولسیون چربی ها نقش دارد )
• یون بی کربنات و چند الکترولیت دیگر
• کلسترول ( که به کمک لسیتین و اسیدهای صفراوی حل شده است )
• رنگ دانه های صفراوی همچون بیلی روبین و بیلی وردین ( که از تجزیه هموگلوبین حاصل می شود و رنگ مدفوع را می سازد ) .
• پروتئین ها ( شامل تمامی ایمونوگلوبولین ها، آلبومین، متابولیت های هورمون ها و سایر پروتئین هایی که در کبد متابولیز می شوند ) .
صفرا پس از ترشح توسط هپاتوسیت ها وارد کانالیکول های صفراوی شده و از طریق مجرای سیستیک از کبد خارج می شود. صفرا از طریق مجرای کیسه ای به کیسه صفرا انتقال می یابد. هنگامی که غذا از دوازدهه عبور می کند، کیسه صفرا منقبض شده و مایع درون خود را از طریق مجرای مشترک صفراوی به روده هدایت می کند و با غذا مخلوط می شود. ماده ای که صفرا تولید می کند، خاصیت بازی یا قلیایی دارد که باعث خنثی کردن کیموس می شود.
نمک های صفراوی موجب امولسیون چربی ها ( پراکنده شدن قطرات ریز چربی ) می شوند و به این ترتیب، آنزیم ها و به خصوص لیپاز می توانند عمل گوارش لیپیدها را شروع کنند.
نمک های صفراوی همچنین باعث تولید میسل می شوند. میسل ها گروه هایی ریز متشکل از ملکول های تجزیه شدهٔ لیپید ( تری گلیسیرید ) هستند که در جذب فراورده های نهایی تجزیهٔ لیپیدها ( توسط لیپاز لوزالمعده ) از طریق غشای سلول های لایه مخاطی روده نقش اساسی دارند. صفرا در دفع بیلی روبین و کلسترول نقش دارد.
از جمله بیماری های مرتبط به صفرا می توان به زردی، کله سیستیت و سنگ کیسه صفرا اشاره کرد.
صفرا (شادگان). صفرا یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان حسینی واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، صفرا ۱۳۸ نفر جمعیت دارد.

دانشنامه آزاد فارسی

صَفْرا (bile)
مایعی قلیایی، با رنگ مایل به قهوه ای. در کبد تولید می شود. صفرا در کیسۀ صفرا ذخیره می شود و برای کمک به عمل گوارش متناوباً به روده کوچک (دوازدهه)، که قسمتی از لولۀ گوارش است، می ریزد. صفرا متشکل از موادی شیمیایی است که چربی را به حالت تعلیق در می آورد. به عبارت دیگر، صفرا چربی را به قطرات کوچک تجزیه کرده و هضمشان را تسریع می کند. صفرا شامل نمک های صفراوی، رنگدانه های صفراوی، کلسترول، و لیستین است. نمک های صفراوی به شکستن و جذب چربی ها کمک می کند، در حالی که رنگدانه های صفراوی براثر شکسته شدن گلبول های قرمز پیرِ خون تولید می شوند، به روده می ریزند، و با مدفوع دفع می شوند.

ویکی واژه

صفراء
مؤنث اصفر؛ زردرنگ.
زرداب.
مایعی زردرنگ و تلخ که از کبد ترشح می‌شود.
مجازاً به معنی تندی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم