شتک

لغت نامه دهخدا

شتک. [ ش َ ت َ ] ( اِ ) در تداول خانگی ، ترشح. ترشح آب ، خاصه آب ناپاک. پاشیده شدن ذرات آب. رشاشه. ( یادداشت مؤلف ). پریدن ذرات ریز آب روی بدن یا لباس کسی. معمولاً زنان وسواسی از «شتک » بسیار پرهیز میکنند و هرگاه کسی به سهو به آنان شتک کند یا آبی از جایی بدیشان ترشح کند، سر و تن و لباس خود را آب میکشند. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).

فرهنگ عمید

ترشح آب، آبی که از نهر یا از روی زمین به واسطۀ جریان سریع یا حرکت کردن در میان آن به اطراف پاشیده می شود.
* شتک زدن: (مصدر لازم ) راه رفتن در میان آب و آب را با حرکت پا به اطراف پاشاندن.

فرهنگ فارسی

در تداول خانگی ترشح . ترشح آب خاصه آب ناپاک پاشیده شدن ذرات آب .

فرهنگستان زبان و ادب

{spatter} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] قطرات کوچک پوش رنگ که در حین کار از غلتک پوش رنگ زنی یا قلم مو بیرون می پاشد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم