کاو. ( اِمص ) کاویدن. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). رجوع به کاویدن شود. || ( ص ) دلیرو شجاع. || خوش قد و قامت. ( ناظم الاطباء )( برهان ). || ( نف ) کاونده. ( برهان ). تفتیش کننده و همیشه مرکب با اسم استعمال میشود. ( ناظم الاطباء ). در مرکبات بصورت مزید مؤخر استعمال میشود. - روانکاو ؛ کسی که از روی اصول علم روانشناسی درون اشخاص را مطالعه کند. رجوع به روانکاو شود. - کنجکاو ؛ بسیار جستجو کننده. کسی که بدقت در امری بررسی کند. ریزبین. دقیق. رجوع به کلمه کنجکاو شود.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) (بازی پوکر ) مقدار معینی پول که در هر دورة بازی توسط بازیکنان اعلام می شود. در پوکر برد و باخت طرفین در حدود کاو است .
فرهنگ عمید
۱. =کاویدن ۲. کاونده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): کنجکاو، روان کاو. ۳. (صفت ) (فیزیک ) =مقعر * کاوکاو: [قدیمی] کاوش، جستجو، تفحص، تجسس: تنگ شد عالم بر او از بهر گاو / شورشور اندر فکند و کاو کاو (رودکی: ۵۳۸ ). مقدار پولی که هر یک از بازیکنان در هر دور از قمار می گذارند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ( بازی پوکر ) مقدار معینی پول که در هر دور. بازی توسط بازیکنان اعم می شود . در پوکر برد و باخت طرفین در حدود کاو است .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:مقعر
ویکی واژه
در برخی جملات و سخنها بجای «که او» صرف میگردد. کسی کاو به دانش توانگر بُوَد.....ز گفتار کردار بهتر بُوَد (شاهنامه) (بازی پوکر): مقدار معینی پول که در هر دوره بازی توسط بازیکنان اعلام میشود. در پوکر برد و باخت طرفین در حدود کاو.