لغت نامه دهخدا
نخلة. [ ن َ ل َ ] ( اِخ ) ( یوم الَ... ) روزی [ جنگی ] از روزهای فجار است ، و فجار جایگاهی است میان مکه و طایف. ( از مجمعالامثال میدانی ).
نخلة. [ ن َ ل َ ] ( اِخ ) ( ذوالَ... ) لقب مسیح بن مریم علیهاالسلام. ( منتهی الارب ).
نخله. [ ن َ ل َ / ل ِ ] ( از ع ، اِ ) خرمابن.( ناظم الاطباء ). رجوع به نخلة شود. || عصای مسافر. || کفش. پاپوش. ( ناظم الاطباء ).