نانو

لغت نامه دهخدا

نانو. ( اِ ) ذکری را گویند که در وقت جنبانیدن گهواره ، زنان بگویند تا اطفال به خواب روند. ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از برهان قاطع ). و با لفظ «زدن » مستعمل است. ( آنندراج ). الفاظ بانغمه که زنان وقت خواباندن برگویند و لفظ تکلمیش لالائی است. ( فرهنگ نظام ).
- نانو زدن ؛ لالائی گفتن. نانو خواندن :
تا خواب رودخصم تو در بستر جاوید
در مهد سقر میزندش هاویه نانو.آذری ( از جهانگیری ).آن نبینی که طفل از بانو
گیرد آرام چون زند نانو.آذری ( از جهانگیری ).|| ننو. ننی. قسمی از جای خواب بچه است که با ریسمان و پارچه و چوب در دو طرف پارچه ساخته می شود. ( فرهنگ نظام ). نوعی از گهواره. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ننو شود. || مخفف نانوا. ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ). نان پز. ( از برهان قاطع ).

فرهنگ معین

(اِ. ) ۱ - نوعی گاهواره . ۲ - لالایی ، سرود خواب .

فرهنگ عمید

۱. گاهواره، گهواره، بانوج.
۲. آوازی که مادر هنگام گهواره جنباندن و خواباندن فرزند می خواند.

فرهنگ فارسی

گاهوار، گهواره، بانوج، ننوننی، آوازمادرببچه
(اسم ) قسمی جای خواب کودکان از چند قطعه پارچه که دو چوب در دو طرف آن کنند و بوسیله ریسمان ازدوجانب بدیوار یاجایی دیگر ثابت نمایند.

فرهنگستان زبان و ادب

{nano} [فیزیک] 1. پیشوندی به معنی یک میلیاردیم (9-10 ) 2. پیشوندی به معنی فوق العاده کوچک

دانشنامه عمومی

نانو (بازیکن فوتبال اسپانیایی زاده ۱۹۸۰). نانو ( انگلیسی: Nano؛ زادهٔ ۷ ژوئیهٔ ۱۹۸۰ ) بازیکن فوتبال اهل اسپانیا است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال اتلتیکو مادرید بی، باشگاه فوتبال بیجینگ رن، باشگاه فوتبال ختافه، باشگاه فوتبال رئال بتیس، باشگاه فوتبال رئال وایادولید، باشگاه فوتبال لوانته و باشگاه فوتبال ختافه اشاره کرد.
نانو (بورومو). نانو شهری در شهرستان بورومو در استان باله در بورکینافاسوی جنوبی است و جمعیت آن ۲۳۷۶ نفر است.

دانشنامه آزاد فارسی

نانو (nano)
پیشوندی در یکاهای اِس ای، برابر یک میلیاردُم (۹-۱۰) قسمت. نانو ثانیه برابر یک میلیاردُم ثانیه است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم