ملودرام
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. داستان غم انگیزی که پایان بدی نداشته باشد.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
دانشنامه آزاد فارسی
نمایش یا فیلمی دارای عناصر رُمانتیک و احساسی در پی رنگ داستانی، که اغلب بر محور جنایت، گناه، یا فاجعه شکل می گیرد. ملودرام در اصل نمایش نامه ای با همراهی موسیقی است که موسیقی آن در ایجاد جلوۀ نمایشی، نقش داشته است. این گونۀ نمایشی در اواخر قرن ۱۸ به سبب پیدایش آثاری همچون پیگمالیون(۱۷۷۰)، و با نمایش نامه های ژان ژاک روسو، فیلسوف فرانسوی، محبوبیت یافت. ملودرام های اولیه برای بالابردن کنش ها و عواطف خشونت آمیز، به طور ساختگی از جلوه های نمایشی اغراق آمیز استفاده می کردند. تا پایان قرن ۱۹ ملودرام به یکی از گونه های محبوب نمایش صحنه ای تبدیل شده بود. در ملودرام های قرن ۱۸ بین ریتم آزاد صدای بازیگر و موسیقی ای که با متر دقیق اجرا می شد، رابطۀ مستقیمی نبود. علاوه بر ملودرام های تمام عیار، برخی از اپراهای آن دوران حاوی صحنه هایی به این سبک بودند، مثل صحنۀ کندن قبر در اپرای فیدلیو(۱۸۰۵) اثر بتهوون. شونبرگبا گنجاندن گفتار نیمه موسیقایی با نام اشپرِش گِزانگ(در آلمانی به معنای گفتار ـ ترانه)، در پیِروی ماه زده (پیِروی دیوانه)(۱۹۱۲)، خود این گونه را تکامل بخشید. ملودرام با آثار نخستین گوتهو شیلرآغاز شد، و در فرانسه پیکسِره کور(۱۷۷۳ـ۱۸۴۴) آن را عمومیت داد، که کودک مرموزاو نخستین بار در ۱۸۰۲ با ترجمۀ آزاد تامس هالکرافتتحت عنوان حکایتی از رمز و رازبه انگلستان معرفی شد. نمایش های ملودرام اغلب در برابر پس زمینه ای گوتیکاز کوه ها یا قلعه های ویران به اجرا درمی آمدند.