شمع رخ

شمع رخ

واژه «شمع‌رخ» یکی از ترکیب‌های ادبی و شاعرانه زبان فارسی است که برای توصیف انسان بسیار زیبارو، روشن‌چهره و دل‌فریب به کار می‌رود. این واژه از دو بخش «شمع» و «رخ» ساخته شده است؛ «شمع» نماد روشنایی، درخشندگی و زیبایی است و «رخ» به معنای چهره و صورت می‌باشد، بنابراین «شمع‌رخ» به کسی گفته می‌شود که چهره‌ای همچون شمع، تابان، نورانی و جذاب دارد. در ادبیات فارسی، شاعران برای بیان زیبایی معشوق از این گونه ترکیب‌ها بسیار استفاده کرده‌اند تا لطافت، گیرایی و فروغ چهره محبوب را به شکلی هنرمندانه نشان دهند. هنگامی که از فردی با عنوان «شمع‌رخ» یاد می‌شود، مقصود تنها زیبایی ظاهری نیست، بلکه نوعی جذابیت روحی و دلنشینی نیز در این تعبیر نهفته است که دیگران را مجذوب خود می‌کند. شمع در فرهنگ ادبی فارسی همواره نماد نور، عشق، محفل‌آرایی و سوز درونی بوده است و پیوند آن با «رخ» تصویری شاعرانه از چهره‌ای روشن و خیره‌کننده پدید می‌آورد. این واژه بیشتر در شعرهای عاشقانه و توصیف معشوق دیده می‌شود و حالتی لطیف، احساسی و ادیبانه دارد. در زبان امروزی شاید کمتر در گفت‌وگوی روزمره استفاده شود، اما هنوز در متون ادبی، غزل‌ها و نوشته‌های شاعرانه کاربرد خود را حفظ کرده است. «شمع‌رخ» از آن دسته واژه‌هایی است که علاوه بر معنا، بار زیبایی‌شناسانه و هنری نیز دارد و تصویری روشن و خیال‌انگیز در ذهن شنونده ایجاد می‌کند. در مجموع، این واژه به انسانی با چهره‌ای درخشان، نورانی، دل‌انگیز و زیبا گفته می‌شود که همچون شمع، روشنی و جذابیت ویژه‌ای دارد.

لغت نامه دهخدا

شمعرخ. [ ش َ رُ ] ( ص مرکب ) شمعرو. آنکه روی وی مانند شمع تابان و درخشان باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه روی وی مانند شمع تابان و درخشان باشد.

جمله سازی با شمع رخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زد چه سموم بلا به گلشن کربلا ز داغ آن لاله زار شمع رخ ماه سوخت

💡 اگر نقاب براندازی از جمال بشب چراغ مرده ز شمع رخ تو در گیرد

💡 تا باز کجا میروی امشب به شبیخون کز آتش می شمع رخ افروخته کردی

💡 گرد شمع رخ اکبریکه صبح وداع لیلی سوخته پروانه بی پروا بود

💡 ای چراغ نظر و شمع شبستان همه یکشب از شمع رخ افروخته کن محفل من

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز