شرکا

لغت نامه دهخدا

شرکا. [ ش ُ رَ ] ( ع اِ ) شرکاء. شریکها و انبازها و همدستان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شرکاء و شریک شود.

فرهنگ عمید

= شریک

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - انباز مشارکت همدست جمع : شرکا(ئ ) یا شریک جرم . کسی است که قسمتی از اعمال اصلی جرم را انجام داده است . یا شریک مال . کسی است که با دیگری در کل ثروت یا سرمایه تجارت شریک است .

فرهنگستان زبان و ادب

{company} [اقتصاد] اشخاصی که با وجود شراکت در سرمایه، نام آنان در عنوان بنگاه درج نمی شود

ویکی واژه

اشخاصی که با وجود شراکت در سرمایه، نام آنان در عنوان بنگاه درج نمی‌شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم