لغت نامه دهخدا دسته بندی. [ دَ ت َ / ت ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) گرد کردن. فراهم کردن. بهم پیوستن. || به دسته کردن. دسته بستن. به قسمتهای منظم تقسیم کردن. || تعصب. تحزب. گروه گروه کردن.- دسته بندی کردن ؛ دسته بستن.- || به گروهها و حزبها منقسم ساختن.- || طبقه بندی کردن. ورجوع به دسته بستن شود.
فرهنگستان زبان و ادب {bunching/ bunch, prebunch} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] جمع کردن درختان یا بینه ها در دسته های کوچک برای حمل ونقل