لغت نامه دهخدا
بجز یاهو و یامن هو چو سید من نمی گویم
چه گویم چونکه در عالم کسی دیگر نمیدانم.سیدنعمت اﷲ ( از تذکره دولتشاه ).|| به معنی یا علی است و صوفی مشربان آن را در مقام خداحافظی بکار می برند. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
یاهو. ( اِ )نوعی از کبوتر که آواز یاهو از دهان آن برمی آید. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نوعی کبوتر که بانگ او شبیه به کلمه یاهو است. ( یادداشت مؤلف ).
- یاهو زدن ؛ یاهو گفتن. آوا به یاهو برآوردن :
کبوتر چو یاهو زد از روی ذوق
شد از روی او بوستان گرم شوق.ملاطغرا.- امثال :
کبوتر صنّاری ( صددیناری ) یاهو نمی خواند.
نظیر ارزان خری انبان خری . ( از امثال و حکم دهخدا ).