کمپرس

لغت نامه دهخدا

کمپرس. [ ک ُ رِ ] ( فرانسوی / انگلیسی ،اِ ) ( در اصطلاح فیزیک ) عمل دستگاه متراکم کننده گاز بنزین و بخار موتور. ( فرهنگ فارسی معین ). || در اتومبیل به بخاری که از لوله اگزوز خارج می شود اطلاق می گردد. ( فرهنگ فارسی معین ). || تربند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). پارچه ای آغشته به آب گرم یا سرد که بر روی عضوی از بدن گذارند ( مثلاً در سلمانیها پس از تراشیدن صورت یا جهت مداوای عضوی ). ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(کُ پْ رِ ) [ فر. ] (اِ. ) تکه پارچة خیسی که روی قسمت زخم شده یا ملتهب بیمار می گذارند.

فرهنگ عمید

پارچه ای که برای تسکین درد یا قطع خونریزی روی عضوی از بدن گذاشته می شود.

فرهنگ فارسی

رفاده، دستمال آب گرم، پارچهای که در آب خیس کندوروی بدن بگذارند
( اسم ) ۱ - عمل دستگاه متراکم کنند. گاز بنزین و بخار موتور . ۲ - در اتومبیل به بخاری که از لول. اگزوز خارج میشود اطلاق میگردد . ۳ - پارچ. آغشته باب گرم یا آب سرد که بر روی عضوی از بدن گذارند ( مثلا در سلمانیها پس از تراشیدن صورت یا جهت مداوای عضوی ) .

دانشنامه آزاد فارسی

کُمْپْرِس (Compress)
تکه ای گاز استریل نخی که به ناحیه ای از پوست فشرده و با بستن باند روی آن، در محل خود ثابت می شود. این گاز را می توان با آب سرد مرطوب کرد یا قطعات یخ لابه لای آن قرار داد که در این حالت به آن کمپرس سرد می گویند. از کمپرس سرد برای کاهش درد، تورم، و خون ریزی زیرپوست پس از ضربه استفاده می کنند. اگر گاز با آب گرم مرطوب شده باشد، آن را کمپرس گرم می نامند و از آن برای تسریع جذب خون مردگی ها و بازشدن جوش های چرکی استفاده می کنند. کمپرس گرم باعث افزایش جریان خون در پوست و سایر بافت های سطحی می شود. از کمپرس خشک برای توقف خون ریزی و رساندن داروهای پوستی به محل استفاده می شود.

ویکی واژه

تکه پارچة خیسی که روی قسمت زخم شده یا ملتهب بیمار می‌گذارند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم