لغت نامه دهخدا
کشاف.[ ک َش شا ] ( ع ص ) بسیار کشف کننده. بسیار پیداکننده.( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گشاینده و کارهای مشکل را حل کننده. || تفسیر و تعبیر کننده. ( از ناظم الاطباء ).
- شرح کشاف ؛ کنایه از بیان آشکار و واضح. ( از ناظم الاطباء ). و ظاهراً اشاره است به شرح کشاف زمخشری که بسیار مفصل و واضح است.
کشاف. [ ک ُ ] ( اِخ ) نام قریتی است بساحل رود زاب در موصل و آن را قلعتی بوده بسیار عظیم در نزدیکی مصب رودخانه زاب. بدان ناحیه نصارا زندگی کنند. ( معجم البلدان ).