کرم‌کش

لغت نامه دهخدا

کرم کش. [ ک ِ ک ُ ] ( نف مرکب ) کرم کشنده. کشنده کرم. قاتل الدود. قاتل الدیدان. هر یک از داروها که کرم روده کشد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کرم کشنده . کشنده کرم

فرهنگستان زبان و ادب

{vermicide} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] دارو یا آفت کشی که از آن برای از بین بردن انواع کرم ها استفاده می شود

ویکی واژه

دارو یا آفت‌کشی که از آن برای از بین بردن انواع کرم‌ها استفاده می‌شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم