کاردو. ( اِ ) آنچه از خرمابن برآید مانند دو نعل بر هم نهاده تیزاطراف و میان آن بارِ آن نهاده. شکوفه نخستین خرما. اول بار خرما. طلع. ( مهذب الاسماء ): ضَحک ، کاردو خرما. ( مهذب الاسماء ). ضَب ، شکوفه ای که از کاردو بیرون آید. ( مهذب الاسماء ). || مقراض بزرگی که پشم را بدان میبرند. || برش پشم گوسفند. || یک قطعه ابریشم. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - مقراض بزرگی که پشم را بدان می برند. ۲ - برش پشم گوسفند. ۳ - یک قطعه ابریشم . ۴ - آنچه از خرمابن برآید مانند دو نعل بر هم نهادة تیز اطراف و در میان آن بار آن نهاده ، شکوفة نخستین خرما، طلع .
فرهنگ فارسی
۱ - مقراض بزرگی که پشم را بدان می برند . ۲ - برش پشم گوسفند . ۳ - یک قطعه ابریشم . ۴ - آنچه از خرما بن بر آید مانند دو نعل بر هم نهاد. تیز اطراف و در میان آن بار آن نهاده شکوف. نخستین خرما طلع : [ و نخل - و خرماستانها - طلعها هضیم - که کاردوی آن نازکست و نرم چنانک در دهان نمی بریزد و کارد و آن خرما باشد که نخست پیدا آید در غلاف خردک خردک چون کنجد ] . ( تفسیر کمبریج ورق ) آنچه از خرمابن بر آید