پیف

لغت نامه دهخدا

پیف. [ پیف ف ] ( اِ صوت ) پیفه. کلمه ای است کراهت نمودن از بوی بد را. صوتی ، نمودن کراهت از بوی ناخوشی را. صوتی که گاه کراهت از بوی بداداکنند. کلمه ای نمودن اکراه را از بوئی عفن. صوتی که از آن نفرت و کراهت از استشمام بوئی بد نمایند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کلمه ایست که کراهت از بوی بد را رساند.

دانشنامه عمومی

پیف ( انگلیسی: Pif؛ زادهٔ ۴ ژوئن ۱۹۷۲ ) یک مجری تلویزیون، کارگردان فیلم، فیلم نامه نویس، و هنرپیشه اهل ایتالیا است.
از فیلم ها یا مجموعه های تلویزیونی که وی در آن ها نقش داشته است می توان به زن ها دیوانه ام می کنند اشاره نمود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم