پاشیدگی

لغت نامه دهخدا

پاشیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) اسم مصدر از پاشیدن. پراکندگی.

فرهنگ عمید

پراکندگی.

فرهنگ فارسی

پراکندگی تفرق .

دانشنامه آزاد فارسی

پاشیدِگی (dispersion)
در فیزیک، ویژگی خاصی از شکست. به موجب آن، زاویه و سرعت موج های گذرنده از محیطی پاشنده به بسامد موج ها بستگی دارد. در نور مرئی، بسامد متناظر با رنگ است، یعنی بسامدهای متفاوت به صورت رنگ های متفاوت ظاهر می شوند. هنگام عبور نور سفید از منشور، از آن جا که هر مؤلفه از بسامد نور با سرعت و زاویه ای شکسته می شود که اندکی با مؤلفه های دیگر متفاوت است، نور سفید به صورت طیف تجزیه می شود (← موج_الکترومغناطیسی). رنگین کمان وقتی پدید می آید که نور خورشید در قطره های باران پاشیده می شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم