پات

لغت نامه دهخدا

پات. ( اِ ) اورنگ. سریر. تخت. ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( برهان ). || نوعی از زیان و باختن در شطرنج از قبیل لات و مات. نماندن بهره برای حریف شطرنج و بازنده شدن او.

فرهنگ عمید

اورنگ، تخت.

فرهنگ فارسی

اورنگ، تخت، پاد
( اسم ) نوعی از زیان و باختن در شطرنج از قبیل لات و مات .
اورنگ سریر

دانشنامه عمومی

پات ( انگلیسی: Stalemate ) وضعیتی در بازی شطرنج است که حریفی که نوبت حرکت با اوست، بی آنکه شاهش در معرض کیش باشد، هیچ حرکت قانونی نداشته باشد. طبق قوانین شطرنج چنین وضعیتی مساوی محسوب می شود. تنها تفاوت کیش مات و پات، در این است که در وضعیت کیش و مات، مهره شاه حریفی که نوبت حرکت با اوست، در مغرض کیش است. در موقعیت های پایانی بازی، زمانی که یکی از حریفان تقریباً رو به باخت حتمی است، برای حریف رو به باخت، رسیدن به تساوی از طریق وضعیت پات، همیشه یک روزنه امید است که آگاهانه هدف خود قرار داده و انتظارش را می کشد. اما گاه و بیشتر در حالت های پیچیده تری مانند میانه بازی، حالت پات ممکن است، به صورت غیرمنتظره پیش آمد کند و در واقع نتیجه سهل انگاری یا عجله حریف رو به پیروزی باشد.
پات (مجارستان). پات ( به مجاری: Pat ) یک شهرداری در مجارستان است که در ناحیه نادی کانیژا واقع شده است. پات ۸٫۳۳ کیلومتر مربع مساحت و ۲۴۶ نفر جمعیت دارد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم