هوو. [ هََ ] ( اِ ) دو زن که در نکاح یک مرد میباشند، هریک مر دیگری را هوو خوانند. ( برهان ) ( غیاث اللغات ). ضرة. ( السامی فی الاسامی ). وسنی. بنانج. گولانج. هبو. هم شوی. ( یادداشت مؤلف ). انباغ. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). - امثال : مثل هوو. هوو هوو را خوشگل می کند، جاری جاری را کدبانو. هوو هووست اگر همه سبوست .
فرهنگ معین
(هَ ) (اِ. ) وسنی ، دو زن که یک شوهر داشته باشند.
فرهنگ عمید
دو زن که یک شوهر داشته باشند هرکدام هووی دیگری نامیده می شود، بناغ، همشوی، وسنی.
فرهنگ فارسی
دوزن که یک شوهرداشته باشندهرکدام هووی دیگری است ( اسم ) زنی که با زن دیگر در شوهر مشترک باشند وسنی .
دانشنامه آزاد فارسی
هووْ (Hove) شهر مسکونی و تفریحگاه ساحلی، و از ۱۹۹۸ مرکز اداری ناحیۀبرایتون و هووِ، نزدیک ساحلجنوبی انگلستان. از غرب با برایتون هم مرز است. ۹۳,۴۰۰ نفر جمعیت دارد (۱۹۹۶). از مراکز پیشتاز فیلم سازی جهان در آغاز قرن ۲۰ و مقرّ گروه فیلم ساز بریتانیایی، موسوم به مکتب برایتون، بود. هوو در قرن ۱۹ به منزلۀ شهر تفریحی توسعه یافت و چندین پارک و باغ همگانی دارد.