همزمان

لغت نامه دهخدا

هم زمان. [ هََ زَ ] ( ص مرکب ) هم عصر. معاصر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. هم روزگار، معاصر، هم دوره، هم عصر.
۲. دارای زمان یکسان.

فرهنگ فارسی

معاصر، هم دوره

دانشنامه آزاد فارسی

همزمان (synchronous)
در انتقالات رایانه ایفعالیتی که نظارتبر آن توسط یک ساعتصورت می گیرد، تا همزمانی یک یا چند رخداد در دو نقطه حفظ شود.

ویکی واژه

دارای زمان یکسان، در حال وقوع رویدادی دیگر یا انجام گرفتن کاری دیگر.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم