لغت نامه دهخدا
هما. [ هَُ] ( اِ ) مرغی است که استخوان میخورد. بر سر هرکه سایه او افتد به دولت و سلطنت رسد. ( غیاث ). همای. پشتش سیاه مایل به خاکستری، سینه اش حنایی بی نقش، دو شاخ مانند شاخ بوم و ریش زیبا و بالهایی از قره قوش بلندتر دارد. ( یادداشت مؤلف ).