نگاره
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - نقش . ۲ - صورت منقوش شکل .
فرهنگ اسم ها
معنی: نقش، شکل، تصویر
فرهنگستان زبان و ادب
{log} [ژئوفیزیک] نگاشت حاصل از اندازه گیری یا مشاهدات داخل چاهِ گمانه
{picture} [مهندسی نقشه برداری] نقشی از یک جسم که با ترسیم یا نقاشی یا عکاسی بر یک رویۀ معمولاً مسطح حاصل شود
دانشنامه آزاد فارسی
هر صفحۀ دارای اطلاعات فهرست وار؛ و نیز صفحه ای کاغذی که خط کشی و مدرج شده است و از آن برای ثبت نتایج به دست آمده از دستگاه های علمی استفاده می کنند.