نورافشان

لغت نامه دهخدا

نورافشان. [ اَ ] ( نف مرکب ) هر چیزی که نور و روشنائی از وی پراکنده و منتشر گردد. ( ناظم الاطباء ). نورپاش. ( آنندراج ). نورافشاننده :
در دلو نورافشان شده زآنجا به ماهی دان شده
ماهی از او بریان شده یکماهه نعما داشته.خاقانی.

فرهنگ عمید

نوردهنده، پرتوافکن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه که نور باطراف خود پراکند پرتوافکن .

فرهنگ اسم ها

اسم: نورافشان (پسر، دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: nur afšān) (فارسی: نورافشان) (انگلیسی: nur afshan)
معنی: نوردهنده، پرتوافکن، نوربخش، آنچه نور به اطراف خود می پراکند، نور پاش، ( در قدیم ) نور افشانی کردن، نور ( عربی ) + افشان ( فارسی ) آنچه از خود نور و روشنایی منتشر می کند

فرهنگستان زبان و ادب

{luster} [عمومی] چراغدان بلوری یا چینی یا چوبی یا فلزی چندشاخه

دانشنامه عمومی

نورافشان (شهر). نورافشان {{ازبکی|Nurafshon ) یک شهر در ازبکستان است که در ناحیه ارتا چیرچیق و ولایت تاشکند واقع شده است. نورافشان ۲۲٬۱۱۱ نفر جمعیت دارد.
نورافشان (لخش). نورافشان جماعت و شهرکی در کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ لخش ناحیه های تابع جمهوری قرار دارد. جمعیت این جماعت ۸۷۸۶ است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم