نفس تنگی

لغت نامه دهخدا

نفس تنگی. [ ن َ ف َ ت َ] ( حامص مرکب ) بیماری ضیق النفس. ( ناظم الاطباء ). عسرالنفس. تنگی نفس. ضیق النفس. ( یادداشت مؤلف ). آسم.

فرهنگ عمید

مرضی که شخص به سبب آن به سختی نفس می کشد، ضیق النفس، نفس تنگ بودن.

فرهنگ فارسی

مرضی که مبتلای بدان بسختی نفس میکشد ضیق النفس .

ویکی واژه

affanno
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم