لغت نامه دهخدا
موجی. [ م َ / م ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به موج. آنکه یا آنچه به موج نسبت دارد. || ( اصطلاح نقاشی ) رنگ خانه خانه یا مثل موج. ( یادداشت مؤلف ). || ( اصطلاح پزشکی ) قسمی از نبض. ( یادداشت مؤلف ). نبض موجی. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || وهمی و خیالی. ( ناظم الاطباء ). || قسمی جاجیم در اصطلاح فرش بافی. ( یادداشت مؤلف ). موج. رجوع به موج شود.
موجی. [ م َ ] ( اِخ ) از گویندگان عثمانی است و دیوانی به ترکی دارد. ( از یادداشت مؤلف ).