لغت نامه دهخدا
- لولای توهمی ؛ نوعی از لولا که جفتهااز یکدیگر جدا نگردند.
- لولای چاکدار ؛ نوعی لولا که دو قسمت متحرک آن از یکدیگر جدا گردد. مقابل لولای درنیا و لولای توهمی.
- لولای درنیا ؛ نوعی از لولا که دو قسمت متحرک آن از یکدیگر جدا نشود.
لولا. [ ل َ / لُو ] ( هندی ، اِ ) به هندی سپستان است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
لولا. [ ل َ / لُو ] ( اِ ) غلیواج باشد و آن را خاد و زغن نیز گویند. ( جهانگیری ).
لولا. [ ل َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: لو، اگر + لا، نه ) اگرنه. ( ترجمان القرآن جرجانی ): ولولا؛ اینکه. و اگرنه اینکه : لولا اجتبیتها؛ چرا فراننهادی آن را از خویشتن. ( ترجمان القرآن جرجانی ).