قطیفه

لغت نامه دهخدا

( قطیفة ) قطیفة. [ ق َ ف َ ] ( ع اِ ) جامه پرزه دار خوابناک. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || چادر درپیچیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ، قطائف ، قُطُف. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
- قطیفه حمامی ؛ جامه پشمین که بعد از غسل ، بدن را بدان پاک کنند، و ایضاً گلیم شب پوش یاپرده :
مگر قطیفه حمامی است خلعت وصل
که میدهندبه عاشق بتان لاله عذار
هنوز عاشق مسکین نکرده خشک عرق
که باز در بر بیگانه ای گرفته قرار.شفیع اثر ( از آنندراج از بهار عجم ).
قطیفة. [ ق َ ف َ ] ( اِخ ) دهی است نزدیک پشته عقاب به طرف بریه از ناحیه حمص. ( معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).
قطیفة. [ ق َ ف َ ] ( اِخ ) ( ابو... ) شاعری است. ( منتهی الارب ). رجوع به ابوقطیفة شود.

فرهنگ معین

(قَ فَ یا فِ ) [ ع . قطیفة ] (اِ. ) ۱ - حوله . ۲ - چادرهای ورپیچیده .

فرهنگ عمید

۱. نوعی حلوا، نوعی شیرینی، لوزینه.
۲. نوعی خوراک که از خمیر آرد گندم درست می کنند، رشته.
۱. جامه یا پارچۀ پرزدار.
۲. حولۀ بزرگ که پس از آب تنی روی دوش می اندازند و بدن را با آن خشک می کند.

فرهنگ فارسی

جامه یاپارچه پر دار، هوله بزرگ که پس از آب تنی بدن رابا آن خشک میکنند
( اسم ) ۱ - جامه پرداز خوابناک جمع : قطائف ( قطایف ) . یا قطیفه حمام ( حمامی ) . قطیفه که پس از بیرون شدن از گرمابه تن را بدان خشک کنند : مگر قطیفه حمامی است خلعت وصل که می دهد بعاشق بتان لاله عذار هنوز عاشق مسکین نکرده خشک عرق که باز در بر بیگانه ای گرفته قرار . ۲ - تاج خروس ۳ - گل جعفری .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:آب چین

ویکی واژه

قطیفة
حوله.
چادرهای ورپیچیده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم