فقها

لغت نامه دهخدا

فقها. [ ف ُ ق َ ] ( ع اِ ) فقهاء. ج ِ فقیه. ( یادداشت مؤلف ). دانشمندان علم شریعت. ( غیاث اللغات ) : قضاة بلخ و اشراف علما و فقها... همه آنجا حاضر بودند. ( تاریخ بیهقی ). بر اثر وی قضاة و فقها بیرون آمدند. ( تاریخ بیهقی ).
این رشوت خواران فقهااند شما را
ابلیس فقیه است گر اینها فقهااند.ناصرخسرو.از احداث فقهای حضرت و افراد علمای دولت به مزیت هنر و مزید خرد مستثنی است. ( کلیله و دمنه ). او را به حضرت سلطان فرستادند و در مجلس خاص با اعیان ائمه و قضاة و وجوه فقها و غزاةحاضر کردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ معین

(فُ قَ ) [ ع . فقهاء ] (ص . اِ. ) جِ فقیه ، دانشمندان .

فرهنگ عمید

= فقیه

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) جمع فقیه دانشمندان .

دانشنامه عمومی

فقها (لیبی). فقها ( عربی: الفقهاء ) یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در استان جفره واقع شده است.

ویکی واژه

فقهاء
جِ فقیه ؛ دانشمندان.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم