فروختنی

لغت نامه دهخدا

فروختنی. [ ف ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) هرچه قابل فروش باشد. فروشی.
فروختنی. [ ف َ ت َ / ف ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل افروختن. قابل اشتعال. آنچه روشن کردن و سوزاندن را شاید چون شمع و جز آن. رجوع به فروختن ، افروختن و افروختنی شود.

فرهنگ فارسی

قابل افروختن شایسته اشتغال .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم