فراخ سال. [ ف َ ] ( اِ مرکب ) سالی که در آن غلات و اجناس بکثرت پیدا شود. ( آنندراج ). مقابل تنگ سال. ( یادداشت بخط مؤلف ) : چون جو راست برآید وهموار، دلیل کند که آن سال فراخ سال بود و چون پیچیده و ناهموار برآید تنگسال بود. ( نوروزنامه خیام ).
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص مر. ) سالی که در آن محصول فراوان باشد.
فرهنگ عمید
سالی که در آن میوه و خواربار فراوان است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) سالی که در آن غلات و اجناس به فراوانی یافت شود مقابل تنگ سال .