لغت نامه دهخدا فجیع. [ ف َ ] ( از ع ، ص ) در تداول فارسی ، دردناک. اسف بار. جانگداز. رقت آور، چنانکه گوییم : فلان را به وضعی فجیع کشتند.
فرهنگ فارسی دردناک درعربی فاجع میگویند( صفت ) دردناک جانگداز رقت آور : فلان را به وضعی فجیع کشتند . توضیح در عربی به جای آن فاجع مستعمل است .