غلط انداز

لغت نامه دهخدا

غلطانداز. [ غ َل َ اَ ] ( نف مرکب ) چپ انداز. ( آنندراج ). چوب انداز. به غلط. به خطا و از روی اشتباه. فریبنده :
در باغ سوی خانه بلبل شد و ما را
انداخت ز پا این حرکات غلطانداز.واله هروی ( از آنندراج ).دل به مطلب ز نگاه غلطانداز رسید
این هدف طالعی از تیر هوائی دارد.صائب ( از آنندراج ). || ( ن مف مرکب ) مجازاً در وصف تیری می آید که بر نشانه نرسد. ( از آنندراج ) :
ناز و نیاز هردو کماندار حیرتند
تیر نظاره پر غلطانداز میشود.میرزا جلال اسیر ( از آنندراج ).- غلط انداز کردن ؛ قیمت چیزی را سخت به گزاف به مشتری کم اطلاع گفتن و امثال آن.

فرهنگ معین

( ~ . اَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص فا. ) آن چه که دیگران را به اشتباه بیندازد، دارای ظاهر آراسته و پرهیمنه ولی توخالی . ۲ - (ص مف . ) تیری که به نشانه نرسد.

فرهنگ عمید

آنچه کسی را به غلط و اشتباه بیندازد یا فریب دهد، غلط اندازنده ، به غلط اندازنده .

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنچه که ظاهرش جز باطن باشد هیکل غلط انداز ۲ - ( صفت ) تیری که به نشانه نرسد ۳ - بطریقی نادرست بوجهی غلط و سطحی . چپ انداز : غلط انداز چیز نوشت . یا غلط انداز کردن . قیمت چیز را بسیار زیاد به مشتری بی اطلاع گفتن .
غلطاندازنده، بغلطاندازنده، آنچه که کسی رابغلطواشتباه بیندازد

دانشنامه عمومی

« غلط انداز» ( به انگلیسی: Misled ) تک آهنگی از هنرمند اهل کانادا سلین دیون است که در ۲۸ مارس ۱۹۹۴  ( ۱۹۹۴ - 03 - ۲۸ ) منتشر شد.

ویکی واژه

آن چه که دیگران را به اشتباه بیندازد، دارای ظاهر آراسته و پرهیمنه ولی توخالی.
تیری که به نشانه نرسد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم