لغت نامه دهخدا
عاملة. [ م ِ ل َ ] ( اِخ ) بنت مالک بن ودیعةبن عفیربن عدی از کهلان از قحطانیه. ام جاهلی است که خاندان او از پسران او حارث بن مالک بن ودیعةبن عفیرند و از آنهاست : عدی الرقاع العاملی شاعر. ( از الاعلام زرکلی ). و رجوع به عقدالفرید ج 3 ص 252 شود.
عاملة. [ م ِ ل َ ] ( اِخ ) ابن سبأبن یشجب بن یعرب بن قحطان ، جد جاهلی است که برادر حمیر و کهلان است. ( از الاعلام زرکلی ).
عامله. [ م ِ ل َ ]( اِخ ) دهی است از دهستان چمچال بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان. واقع در 12هزارگزی جنوب صحنه و 12هزارگزی جنوب راه شوسه کرمانشاه به همدان. محلی است دشت و سردسیر و دارای هوای معتدل و 100 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔگاماسیاب تأمین میشود و محصولاتش غلات ، حبوبات ، توتون است و اهالی به کشاورزی اشتغال دارند.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).