سیو

لغت نامه دهخدا

سیو. [ وْ ] ( اِ ) سیب که به عربی تفاح گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ) :
غلط کردم در این صورت که گفتم
زنخدان نگار خویش را سیو.عمادی.رجوع به سیب شود.

فرهنگ معین

(وْ ) (اِ. ) سیب .

فرهنگ عمید

= سیب

فرهنگ فارسی

( اسم ) سیب تفاح .

دانشنامه عمومی

سیو شهری در شهرستان اوری در استان باله در بورکینافاسوی جنوبی است و جمعیت آن ۲۵۳۱ نفر است.
سیو (قمر). سیو ( ماه ) ˈseɪ. oʊ نام یکی از ماه های نپتون است که در سال ۲۰۰۲ میلادی کشف شد.
قطر آن ۴۴ کیلومتر، جرمش ۵٫۸ ×۱۰۱۶ کیلوگرم، نیم محور بزرگ چرخش آن به دور نپتون ۲۲٬۲۲۸٬۰۰۰ کیلومتر، دوره مداری آن ۲٬۹۱۲/۷۲ روز، انحراف مداری ۵۳/۴۸۳ درجه و خروج از مرکز آن ۰/۱۳۶۵ است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم