سویت

لغت نامه دهخدا

سویت. [ س َ وی ی َ ] ( ع اِمص ) برابری با اعتدال. ( غیاث اللغات ). راستی. ( مهذب الاسماء ). یکسانی و همواری : و آنچه حطام دنیاوی است به مقتضی شریعت مصطفی صلوات اﷲ علیه بسویت قسمت رود. ( ترجمه تاریخ یمینی ). میان بیوه زنان و ارباب نعمت جاه سویتی به انصاف ظاهر گشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
غم هجران بسویت تر از این قسمت کن
کین همه درد بجان من تنها نرسد.سعدی.و ضمان نامه ای داد که قم را مساحت کند و بپیماید بر سبیل سویت وعدالت. ( تاریخ قم ص 102 ).
سویة. [ س َ وی ی َ ] ( ع اِمص ) راستی وبرابری. یقال : هم علی سَویَّة؛ ای استواء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). راستی و همواری. ( دهار ) :
به نمازی غله دادی و زر و سیم
به کافر هم بر این سان بر سویه.سوزنی.|| ( اِ ) از مراکب داهان و مساکین است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || آن گلیم پر ازکاه نیز که بر پشت ستور انداخته سوار شوند. ج ، سوایا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) ۱ - قطعة موسیقی که شامل چند نمایشنامه است . ۲ - آپارتمان کوچکی که کلیه امکانات رفاهی را در خود جای داده است ، سراچه (فره ).

فرهنگ عمید

= سوئیت

فرهنگ فارسی

شورای نمایندگان کارگران دهقانان و سربازان در حکومت اتحاد جماهیر شوروی .
برابری با اعتدال راستی یکسانی و همواری

دانشنامه عمومی

سویت ( به لاتین: Svit ) یک شهرک در اسلواکی با جمعیت ۷٬۶۰۸ نفر است که در Poprad District واقع شده است.

ویکی واژه

قطعة موسیقی که شامل چند نمایشنامه‌
آپارتمان کوچکی که کلیه امکانات رفاهی را در خود جای داده‌است، سراچه (فره)
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم