سازش
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. سازندگی.
۳. هماهنگی، توافق، موافقت.
۴. صلح، آشتی.
* سازش دادن: (مصدر متعدی )
۱. آشتی دادن، صلح دادن.
۲. هماهنگ ساختن.
* سازش کردن: (مصدر لازم ) با کسی صلح کردن، آشتی کردن، رفع اختلاف کردن.
فرهنگ فارسی
۱ - سازگاری . ۲ - صلح آشتی . ۳ - حسن سلوک . ۴ - اتفاق پیوستگی . ۵ - ( اسم ) ساخت شکل . یا سازش حاصل شدن ( گردیدن ) حصول توافق بین دو تن برقرار شدن آشتی میان دو یا چند تن .
دانشنامه عمومی
• کرک داگلاس
• فی داناوی
• دبورا کار
• ریچارد بون
• هیوم کرونین
• مایکل دی هیگینز
• هارولد گلد
• آن دران
ویکی واژه
صلح.
خوش رفتا