دگرگونی

لغت نامه دهخدا

دگرگونی. [ دِ گ َ گو ] ( حامص مرکب ) دیگرگونی. تغیر. تغییر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). تبدیل و تغییر. || واژگونی. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح جانورشناسی ) دگردیسی. ( از دایرةالمعارف فارسی ). رجوع به دگردیسی شود.

فرهنگ فارسی

دیگر گون شدن دیگر گونگی تغییر تبدل .

فرهنگستان زبان و ادب

{metamorphism} [زمین شناسی] تغییر کانی شناختی یا شیمیایی یا ساختاری سنگ های جامد در زیر منطقۀ هوازدگی که با شرایط تشکیل سنگ تفاوت دارد

دانشنامه عمومی

دگرگونی (زمین شناسی). دگرگونی یا متامورفیسم ( به انگلیسی: Metamorphism ) تبلور مجدد حالت جامد سنگ هایی است که از قبل وجود داشته اند. دگرگونی به علت شرایط فیزیکی و شیمیایی که عمدتاً گرما، فشار و محلول های شیمیایی فعال هستند رخ می دهد. در طی این فرایند ممکن است تغییرات کانی شناسی، شیمیایی و بلورشناسی روی دهد. تغییرات سطح یا زیر زمین که به علت هوازدگی یا دیاژنز روی می دهد، دگرگونی محسوب نمی شوند.
سه نوع دگرگونی وجود دارد: دگرگونی مجاورتی، دگرگونی جنبشی و دگرگونی ناحیه ای. دگرگونی ای که ناشی از افزایش فشار و دما باشد دگرگونی پیش رونده نام دارد. بالعکس، کاهش فشار و دما دگرگونی پس رونده ( دگرگونی قهقرایی ) را موجب می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

دگرگونی (زمین شناسی). دگرگونی (زمین شناسی)(metamorphism)
اصطلاحی زمین شناختی، مبیّن تغییرات سنگ های پوسته زمین براثرِ افزایش فشار و دما. سنگ های حاصل از این فرآیند سنگ های دگرگونی نام دارند. همۀ تغییرات دگرگونی در سنگ های جامد روی می دهد. اگر سنگ ها ذوب و سپس سخت شوند، سنگ آذرین به شمار می آیند.
دگرگونی (کتاب). دگرگونی (کتاب)(La Modification)
رمانی از میشل بوتور، به زبان فرانسوی، منتشرشده در ۱۹۵۷. این داستان که عمداً طرحی ساده و سرراست دارد، یک سر به صیغۀ دوم شخصِ جمع روایت شده است. لئون دلمون، نمایندۀ فروش ماشین تحریر، سوار قطار می شود تا به رُم برود و با معشوقه اش زندگی تازه ای را آغاز کند، اما چون به رم می رسد تصمیم می گیرد معشوقه اش سسیل دارسلا را از آمدنش به رم خبر نکند. لئون شروع به نوشتن متنی می کند که در آن دلایل این تغییر را با توجه به اختلافات عقیدتی و سیاسی رم و پاریس توضیح دهد. سرانجام به این نتیجه می رسد که به پاریس برگردد و کتابی بنویسد که به زعم او تنها راه اثبات وفاداری اش به سسیل است. رمان هم زمان در سه زمان روایت می شود؛ زمان حال ساده، گذشتۀ ساده و آینده. شخصیت داستانی خود را طرف خطاب قرار داده و داستان درواقع یک تک گویی است؛ برخلاف تلقی نهادینه شده از تک گویی که در آن راویِ اول شخصِ مفرد درون خود را می کاود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم