لغت نامه دهخدا
ز بس خون کز تن شه رفت چون آب
درآمد نرگس شیرین ز خوشخواب.نظامی.جنبش این مهد که محراب تست
طفل صفت از پی خوشخواب تست.نظامی.به دل گفتا که شیرین را ز خوشخواب
کنم بیدار و خواهم شربتی آب.نظامی. || غفلت. بیخبری :
مست شده عقل به خوشخواب در
کشتی تدبیر به غرقاب در.نظامی.