آبگیری
فرهنگ فارسی
شغل آبگیر حمام
فرهنگستان زبان و ادب
{flooding} [حمل ونقل دریایی] پذیرش آب به داخل انبار یا یکی از اتاقک ها برای اطفای حریق یا پذیرش آب در انبارهای ترازه گیری برای بالا بردن پایداری شناور
دانشنامه آزاد فارسی
ویکی واژه
عمل آب گرفتن یا بیرون کشیدن عصاره میوهها.
پُر کردن مخزن، تانکر، آبانبار، و مانند آنها از آب.
مناسب برای گرفتن آب از آن.
(شیمی): گرفتن آب مواد به کمک گرما یا به روشهای دیگر.
(مواد): تاب کاری.
حوزه: [حملونقل دریایی]: پذیرش آب به داخل انبار یا یکی از اتاقکها برای اطفای حریق یا پذیرش آب در انبارهای ترازهگیری برای بالا بردن پایداری شناور.