آبخوری
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. موی سبلت.
۳. نوعی دهنۀ اسب.
۴. جایی یا دستگاهی در اماکن عمومی که برای خوردن آب تعبیه شده است.
فرهنگ فارسی
ظرف آب خوردن
ظرف بلوریافلزکه با آن آب میخورند، لیوان، آبجامه، به معنی موی سبلت، نوعی از دهنه اسب
دانشنامه عمومی
پیش از آن که آب آشامیدنی در خانه های شخصی به وجود بیاید، آب آشامیدنی از طریق دسترسی به آبنماهای عمومی در اختیار شهروندان شهرها قرار می گرفت.
بسیاری از این فواره های نوشیدنی عمومی اولیه را می توان در شهرهایی مانند رم دید، که در آنجا به آنها فونتانل و ناسونی ( بینی بزرگ ) می گویند. این آبخوری ها امروزه هم مورد استفاده قرار دارند.
در ایران، به فضاهای کوچکی در معابر برای آب دادن به رهگذران تشنه درست می شدند، سقاخانه می گفتند. سقاخانه معمولاً ظروف سنگی بزرگی بودند که آب آشامیدنی در آن ها ریخته می شد و پیاله هایی با زنجیر به آن ها بسته می شد. در ابتدا سقاخانه ها بیشتر جنبهٔ خدمات رسانی داشتند ولی به مرور زمان جنبه ای مذهبی نیز پیدا کردند و با شخصیت های مذهبی همچون ابوالفضل ارتباط پیدا کردند.
ویکی واژه
شارب، سبیل.
نوعی از دهنة اسب که هنگام آب دادن بر دهانش زنند.