آمیزش

لغت نامه دهخدا

( آمیزش ) آمیزش. [ زِ ] ( اِمص ) اسم مصدر و عمل آمیختن. مزاج. مزج. امتزاج. خلط. ( دهار ). اختلاط. ترکیب :
جود و احسان تو بی آمیزش آموزش است
هیچ دانا بچه بط را نیاموزد شناه.سنائی.مر آمیزش گوهران را بگوی
سبب چه که چندین صور زو بخاست ؟ناصرخسرو. || خلطه. مخالطت. معاشرت. الفت. صحبت. نشست و برخاست :
هرآنکس که باداد و روشن دلید
از آمیزش یکدگر مگسلید.فردوسی.به خو هر کسی در جهان دیگر است
ترا با وی آمیزش اندرخور است.فردوسی.رنجور نفاق دوستانم
زآمیزش دوستان مرا بس.خاقانی. || آمیغ. مباضعه. آرام گرفتن با. آرمیدن با. نزدیکی کردن با. وقاع.
- آمیزش تن ؛ گشنی.
- آمیزش داروها ؛ اَخلاط. آمیزه های دارو. عقار. اجزاء.

فرهنگ معین

( آمیزش ) (زِ ) (اِمص . ) ۱ - آمیختگی . ۲ - همنشینی ، معاشرت . ۳ - جِماع .

فرهنگ عمید

( آمیزش ) ۱. نزدیکی کردن، مقاربت، جماع.
۲. همنشینی، دوستی، مراوده.
۳. آمیختن، اختلاط، امتزاج.

فرهنگ فارسی

( آمیزش ) ( اسم ) ۱ - اختلاط امتزاج خلط مزج . ۲ - خلطه مخالطه معاشرت نشست و برخاست . ۳ - مباشرت آرمش نزدیکی کردن با.
آمیختگی، عمل آمی تن، اختلاط و امتزاج، دوستی و مراوده، همنشینی، جماع

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] آمیزش. نزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد.
نزدیکى کردن را می گویند.
آمیزش در اصطلاح
نزدیکى و مجامعت انسانى با انسان دیگر (مرد یا زن، در قبل یا دبر) یا با حیوان است. از آن با عناوینى مانند جماع، مواقعه، وطی، دخول، ایلاج، اتیان، و مباشرت یاد شده است.
کاربرد آمیزش در فقه
احکام آن در بسیارى از باب ها مانند طهارت، صوم، اعتکاف، حج، نکاح، طلاق، ظهار، ایلاء و حدود آمده است.
انواع آمیزش
...
[ویکی شیعه] آمیزش. آمیزش، نزدیکی جنسی و مجامعت انسانی با انسان دیگر یا با حیوان است. در فقه از آن با عناوینی مانند جماع، مواقعه، وطی، دخول، ایلاج، اتیان، و مباشرت یاد شده و احکام آن در بسیاری از باب ها، مانند طهارت، صوم، اعتکاف، حج، نکاح، طلاق، ظهار، ایلاء و حدود آمده است.
آمیزش از نظر فقهی به سه نوع تقسیم می شود: آمیزش حلال، آمیزش به شبهه، آمیزش حرام. هرکدام از این اقسام به لحاظ فقهی تعریف و احکام ویژه ای دارد:
به آمیزش پس از تحقّق اسباب شرعی حلّیت آن، آمیزش حلال اطلاق می گردد. اسباب شرعی آمیزش حلال عبارتند از: پیوند زناشویی، اعم از دائم یا موقّت؛ ملکیت و تحلیل. بر دخول به مقدار ختنه گاه یا بیشتر، احکامی مترتّب می گردد که بر سه گونه است؛ زیرا موضوع حکم یا آمیزش با همسر است یا کنیز و یا اعم از آن دو.
[ویکی حج] آمیزش. آمیزش درآمیختن جنسی با دیگری؛ از محرمات احرام
واژه «آمیزش» اسم مصدر از آمیختن به مفهوم امتزاج، اختلاط، ترکیب شدن و معاشرت کردن با دیگران است. در کاربرد رایج، به مباشرت جنسی انسان با انسان یا حیوان دیگر، آمیزش گفته می شود. از این مفهوم، در قرآن و حدیث و منابع فقهی با واژگان و تعابیری گوناگون مانند مجامعت، جماع، مواقعه، وَطْی، ایلاج، مسّ، لمس، تغشّی، اتیان، مباشرت، دخول، رفث، طَمْث، نکاح، اِفضاء، قضاء وطر و غِشیان یاد شده است. آمیزش در شریعت اسلامی بر دو گونه است: ۱. حلال؛ یعنی آمیزش مرد و زن با تحقق اسباب شرعی آن که عبارت است از: ازدواج اعم از دائم و موقت، مِلک یمین و تحلیل کنیز از سوی مولا. آمیزش به شبهه یعنی آمیزش مرد با زن بیگانه به گمان این که همسر یا کنیز خود اوست، نیز از منظر فقیهان حلال به شمار می رود. 2. حرام؛ یعنی آمیزش انسان با دیگری بدون تحقق اسباب شرعی یا با وجود مانع شرعی. گاه این حرمت ذاتی است؛ مانند آمیزش مرد و زن بدون عقد شرعی و ملک یمین (زنا)، آمیزش مرد با همجنس خود (لواط) و آمیزش انسان با حیوان. گاه نیز حرمت آمیزش عَرَضی است؛ مانند آمیزش انسان با همسر خود در حال حیض یا نفاس، روزه واجب، اعتکاف و احرام. در چنین مواردی آمیزش افزون بر حرمت، آثاری وضعی مانند بطلان عبادت (روزه، اعتکاف و حج) و کفّاره و تعزیر نیز در پی دارد. این مقاله تنها به احکام تکلیفی و وضعی آمیزش در حال احرام می پردازد. (برای دیگر تمتعات جنسی در حال احرام ← التذاذ جنسی، خود ارضایی)
آمیزش احرام گزار در متون دینی: در آیه ۱۹۷ بقره/۲ از آمیزش در حج نهی شده است: {الحَجُّ أَشهُرٌ مَعلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِی الحَجِّ}. بر پایه احادیث و به نظر بیشتر مفسران شیعه و اهل سنت «رَفث» به معنای مباشرت جنسی است. البته معانی دیگر هم برای آن یاد شده است؛ مانند سخن گفتن درباره مباشرت، قرار گذاشتن درباره آن و سخنان قبیح و بیهوده. افزون بر آن، در احادیث پرشمار از آمیزش در حج و عمره نهی شده است. (نیز ← ادامه مقاله: حرمت آمیزش در حال احرام) از آیه یاد شده می توان دریافت که حکمت تشریع این منع، تثبیت و تقویت تقوا در انسان است: {وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَی وَاتَّقُونِ یا أُولِی الألبَابِ}. در احادیث شیعه نیز به این حکمت اشاره شده است. از دیگر حکمت های حرمت آمیزش در حال احرام، می توان به این موارد اشاره کرد: تمامیت و کمال حج ، دستیابی به معرفت خدا، درک فیض ها و جایگاه بیت الله الحرام، و آگاهی به حساسیت و اهمیت مناسک حج. برخی برآنند که چون شهوت ها، از جمله شهوت جنسی، از مظاهر فریبنده دنیوی اند (آل عمران/۳، ۱۴) آمیزش در حج که عبادت و سفری معنوی و ملکوتی است، منع شده است.
[ویکی فقه] آمیزش (قرآن). آمیزش واژه ای کنایی و بمعنای عمل جنسی و نزدیکی کردن است ، که رعایت تقوا بعنوان یک اصل مهم در تمام جنبه های زندگی و من جمله در عمل زناشویی مورد توجه آیات قرآن کریم است.«نساؤکم حرث لکم فاتوا حرثکم انی شئتم وقدموا لانفسکم واتقوا الله...»زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می توانید با آنها آمیزش کنید. و از خدا بپرهیزید ...
آمیزش، به معنای نزدیکی کردن است و در قرآن با واژه های کنایی یاد شده است. در این مدخل از واژه های « اتیان »، « افضاء »، « اعتزال »، « دخول »، « رفث »، « طمث »، « غشیان »، « قرب »، « مباشرت »، « مس » و « نکاح »، استفاده شده است.
آمیزش در قرآن
در قرآن در مواضع مختلف به عمل جنسی آمیزش اشاره شده است که نمونه هایی از آن در ادامه می آید.
← حضرت آدم
۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۲۳.
...

ویکی واژه

انجام عمل جنسی، مقاربت، جماع، نزدیکی کردن.
معاشرت، همنشینی. دوستی، مراوده.
آمیخته شدن، مخلوط شدن، اختلاط. از صحبت نیکان، مرد نیکنام شود، چنانکه روغن کنجد از آمیزش با گلبنفشه. «عنصرالمعالی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم