دنبلان
فرهنگ معین
(دُ بَ ) (اِمر. )۱ - خایة گوسفند. ۲ - نوعی قارچ خوراکی .
فرهنگ عمید
۲. نوعی قارچ یا سماروغ که در جاهای مرطوب می روید و آن را نیز در روغن تف می دهند و می خورند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خایه گوسفند که آنرا کباب کنند و خورند بیضه گوسفند . ۲ - نوعی قارچ که در امکنه مرطوب روید و آنرا در روغن تفت دهن و خورند .
دانشنامه عمومی
در لغت نامه دهخدا، در توصیف دنبلان آمده است: تخم گوسپند، خایه گوسفند و بزغاله و غیره. بیضه غنم. خصی المواشی، بیضه گوسفند که کباب کرده خورند.
طبق نظر عامه مراجع اسلام خوردن دنبلان حرام است. البته برخی معتقدند این فعل حلال است در حالیکه این قول اعتباری ندارد. [ نیازمند منبع]
دانشنامه آزاد فارسی
گروهی از قارچ های زیرزمینی، از راستۀ Tuberales. بعضی از آن ها از نظر غذایی با ارزش و فوق العاده خوشمزه اند. گونۀ Tuber melanosporum، که معمولاً در زیر درختان بلوط می روید، لذیذ است. این قارچ بومی ناحیۀ پریگور در فرانسه است، اما در سایر نواحی نیز پرورش می یابد. گِرد و به رنگ قهوه ای تیره است، گوشتی تیره رنگ دارد، و بر سطح خارجی آن زگیل هایی دیده می شود. از گذشته های دور مردم از سگ و خوک، که حس بویایی نیرومندی دارند، برای یافتن این قارچ استفاده می کردند، اما در ۱۹۹۰، در انستیتوی علوم و تکنولوژی دانشگاه منچستر انگستان نوعی بویاب مصنوعی ساخته شد که در آزمایش هایی در بوردو کارآیی خود را برای یافتن این قارچ نشان داد.
دانشنامه اسلامی
دنبلان بیضه چارپایان است.
احکام دنبلان
از اعضای حرام در حیوانات حلال گوشت تذکیه شده، مانند گاو و گوسفند دنبلان است.
ویکی واژه
نوعی قارچ خوراکی.
بیضة چهارپایان حلال گوشت.