اجباراً

لغت نامه دهخدا

( اجباراً ) اجباراً. [ اِ رَن ْ ] ( ع ق ) قسراً. اضطراراً. قهراً. بسِتَم. بزور.

فرهنگ معین

( اجباراً ) (اِ رَ نْ ) [ ع . ] (ق . ) ۱ - از روی ناچاری و اکراه . ۲ - به ستم و زور.

فرهنگ فارسی

۱ - از روی ناچاری و اکراه قهرا اضطرارا. ۲ - بستم بزور.

ویکی واژه

از روی ناچاری و اکراه.
به ستم و زور.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم